تبلیغات
هه‌ره‌وه‌ز - بررسی نظری هویت و سیاستهای هویتی - قسمت دوم / ناصر جلیل نژاد
 
ئاواتی "هه‌ره‌وه‌ز"، ژینۆ و بووژانه‌وه‌ی زمان و شۆناسی گه‌لی کورده‌

بررسی نظری هویت و سیاستهای هویتی - قسمت دوم / ناصر جلیل نژاد

نوشته شده توسط :شورای سردبیری
یکشنبه 1390/03/1-23:44

بررسی نظری هویت و سیاستهای هویتی  (ناصر جلیل نژاد)

قسمت دوم

هویت و سیاست هویتی در عصر پسامدرن:

پسامدرنیسم، یک«گفتمان» یا بهتر بگوییم، مجمع الجزایری از خرده گفتمان هاو پادگفتمان هایی است که جغرافیای مشترک همه آنها در خصیصه ی گفتمانی بودن انان نهفته است مراد از خصیصه های گفتهمانی ، شناسه های همچون،«سیال بودن» « مخالفت با انسداد و تصلب» «محلی بودن» «عارضی بودن» «تکثیر» هم نشینی حاشیه و متن، خود و دیگری . مخالفت با تخفیف و تقلیل و جوهرگرایی ، مخالفت با جزمیت وقدیسیت ، مخالفت با حقیقت محوری تام وتمام. (کهون،2:1381)

پسامدرنیسم با حساسیتش در مورد «تمایز» و غیریت ِ هجمه‌ای بنیان کن علیه هر نوع کلیت تمامیت اصالت وشأنیت صحبت کردن برای / بجای دیگران را‌آغاز می‌کند. ( تاجیک به نقل از لاکلاو  3:1381)

آنچه امروز« موقعیت » پسامدرن نامیده می شود و بسیاری از مفاهیم و پارادایم هایی را که ازدیر باز ریشه ی عمیق و سترون یافته و در هاله ای از ثبات و تقدس فرورفته اند دستخوش تحولی ژرف کرده است، بی اعتنایی به فرا روایت مدرینیته، شالوده شکنی و واسازی « متافیزیک حضور» تجلیل وتکریم «تمایزها و غیریت» ابتناءِ گفتمانی واقعیت عدم امکان تصمیم گیری، فرو کشیدن هرگونه مدلول از منزلت استعلایی و هویتی متلون(رنگاورنگ) بخشیدن به هر دال مشخص، رهایی از دانش های تحت انقیاد، فروپاشی استعاره برتر، بحران نمایندگی برای/ بجای دیگری، به زیر کشیده شدن سوژه از منزلت مرکزی می باشد.(نوزری،491:1379) بنابراین، پست مدرنیسم آغاز پایانهاست. پایان جهان بینی واحد و همه عصری و همه نسلی ، پایان هرگونه کلیت و تمامیت. آغاز ظهور تمایز در متن ، آغاز احترام به تفاوت ، آغاز قبول مسئولیت نسبت به دیگری و این یعنی آغاز امکان گفتگو بین تفاوتها و نه سرکوب آنها.

پست مدرنها، تکیه خودرا بر ناهمگونی ها و نه همگونی ها گذاشته و بجای واحد تحلیل زمانی ـ مکانی «همه جا» «همیشه» واحد «همین جا » «هم اکنون» را محورخود قرار داده اند و با تأکید بر کثرت فرهنگها، بررسی «عامیت» را کنار گذاشته و بررسی «محلی» را اصل و عملی انگاشتند. ( تاجیک،58:1384) این امر به نوبه خود زمینه ی به زیر سؤال بردن  وجود ارتباط ثابت دال و مدلول را فراهم کرد به بیان دیگر ، پسامدرن ها عقیده دارند ، اندیشیدن به پیروزی در سایه یک ثبات هویتی مطلق و یکپارچه و رسمی دیگر ممکن نمی باشد .

پسا ساختارگرایان و پسامدرنیست ها ، همچون نظریه پردازان گفتمان و بر خلاف رویکردهای گوهرگرا و متافیزیک محور که می کوشندآن را امری طبیعی و ثابت جلوه دهند ، برآنند که هویت امری تاریخی و محتمل است.  این پدیده، همانند بسیاری ا زپدیده های دیگر ، محصول « تصادف» است و توسط منطق و یا اصلی فرا تاریخی تعیین نمی شود. همین تاریخی بودن بر این امر دلالت می کند که هویت و معنا تغییرپذیر هستند و در این حوزه هیچ بستار  طبیعی وجود ندارد. این بستار و مرز را صرفاً باید ایجاد کرد تا به هویتی هر چند واحد دست یافت. (مارش واستوکر: 200:1384(

به تعبیر دریدا ، هر هویتی ربطی است. هرگز تام وتمام نیست و دایره معنایی آن همواره گشوده است و دارای یک موقعیت متغیر است و مرتب ازطرف فضاهای مغفول یا رقیب به چالش کشیده می شود. پس هر چیزی آلوده و متأثر ازچیزهای دیگر است. حتی تعریفِ «من» و « هویت من»(تاجیک،64:1384)

در عصر جدید، «خود» در مقایسه با اسلافش کمتر در مکانهای معین جایگیر و ثابت است « خود» پست مدرن در تقاطع مجموعه ای متکثر از مکانها، مجموعه های غیر متمرکزی از ملیتها و مجموعه فراگیری از ساختارها و مقررات بین الملی و فراملی جاگیر می شود. «خود» در وضعیت پست مدرن می تواند به بازاندیشی در خصوص خویش بپردازد و «خود» پست مدرن  به نوعی خود رهایی یافته از برخی یا همه مرزهای سنتی است. «خودی» را که خویش را در این موقعیت، با این تجارب ، منابع و جهت گیری ها می یابد خود بیانگر باور است، خود بیانگر باور خودی است که میل و ظرفیت برای به فعلیت رساندن هویتهای شخصی دارد. ( گیبنز و بویمر، 1381: 82 ـ84(

به این ترتیب در عصر پسامدرن«خود» در یک موقعیت زایی قرار می گیرد هم از استیلاگری سوژه ی عقلانی و هم  از متافیزیک تقدس گرای دنیای سنتی فارغ می گردد. «خود» در این موقعیت جدید ، عامل بازنمایی فرادستی فاعل شناسنده نیست بلکه عامل آشکارگی و انکشافِ هویتِ  خویش  است. انسان عصر جدید ، آن گونه که داریوش شایگان ، درکتاب   « افسون زدگی جدید» می گوید: دیگر قادر نیست وجود خود را درمحدودیتهای  یک هویت  معین حفظ کند . ما اکنون شاهد یک افسون زدگی جدید جهانیم..... روابط شکلی ریزوم وار می یابند و نوعی الگوی مرقع یا معرق ایجاد می شود که در آن تمام فرهنگها موزائیک وار کنار هم جای می گیرند. هر کس صلاحیت دارد جنبه های مختلف وجود را بر مبنای ارزشها ی ذهنی خود تأویل کند. در بعد هویت ، ارتباط متقابل در پدیده ای که می توان آن را «چهل تکه گی» نامید منسجم  می شود. خلاصه آنکه ، همه این رخدادها جهت واحدی دارند و آن طرد ورد  عقاید یکدست و یکپارچه است . انسانی که با بهره گیری ا زمنابع بی کران  ارتباط فرهنگی در اختیارش می گذارد قادر به ترکیب چیزها و دادن ترکیبی تازه  به آن هاست . او از این طریق به جهان مطابق خواست خودشکل می دهد . و برای خود زیستگاهی می آفریند که بیش از پیش شخصی است. به عبارت دیگر در چارچوب  مجموعه ای  که از خود او نیز ناهمگون تر است . [در این عصر] خود، جوهر خود را می سازد .(شایگان، 1380: 134 ـ133)

افزون براین ، جهانی شدن با آمدن خود، قدسیان حقیقت پیشه را با تکثیر حقایق ، محصورشدگان در فضا ومکان را با فشردگی زمان و مکان ، ایدئولوژی گرایان ارتدوکس مشرب را، با بازی های زبانی و گفتمانی متنوع ، اهل حریم های  با حرمتِ جاودانه قدسی را با فروپاشی حریمها، انگاره پردازان دیوار را با فروپاشی هر نوع دیوار، سرسپردگان نظام ونظم و قدرت و سیاست  هابزی  را با عصر هم کناری ، مریدان مرجع واحد و مطلق را با تکثر مرجع های اجتماعی  و انسانهای دنیایی محدود و ثابت و شفاف رابا « دنیای دارای پیچیدگی و دگرگونی گیج کننده » و تولید کنندگان روایت  بی بدیل از خویشتن را با تولید روایت های بدیل از خویشتن مواجه کرده است. (  تاجیک،104:1384) 

در گفتمان پسامدرن هویت ثابت و مستمر نیست هویت همواره متغیر و متحرک است یعنی در حال صیرورت  مستمر است. همانطور که دکتر تاجیک معتقد است ، اگر چه هویت د رحال شدن است ، یک شناسنامه و عامل شناخته شدن نیز هست.

هویت همواره از طریق تقسیم شدن معنا پیدا می کند : تقسیم شدن میان این که « من چه هستم و دیگری من چه هست» ؟ (تاجیک )

در عصر جدید، قدرت هیچ مرکزیتی ندارد و دیگر به تنهایی مبتنی بر دولت ملی مسلط نیست ، بلکه از شبکه قدرتها تشکیل شده است . ما در این عصر با نظام قدرت تقریباً بی شکلی مواجهیم که بسیار بیشتر ازگذشته توزیع شده است . واین توزیع وسیع از قدرت باعث شده است  دولت  هم بازیگری باشد هم ردیف دیگر بازیگران . در این شکل جدید ازتوزیع قدرت، همانطوری که فوکو می گوید: قدرت نه بطور مشخص از جانب فرد یا گروهی ، بلکه در همه جا وهر نقطه باید جستجو شود. به این ترتیب درگفتمان پست مدرنیسم فاعل شناسا به عنوان نماد استیلاو تمامیت خواهی منحل می گردد . در این گفتمان هستی شناسی بنیادین که می تواند آخرین مأوای حیات اجتماعی باشد زیر سؤال می رود و این باعث ظهور عرصه گاهی اجتماعی می شود که بی نهایت بازی در آن صورت می گیرد این جا مکانی است که هویتهای سیاست  پرورده یارای رشد ندارند(نه اینکه مجال حضور ندارند) در این گفتمان ستیز اجتماعی ستون های حقیقی جامعه را تشکیل می دهند . فو کو معتقد است جوامعی که ستیز را سرکوب  می سازند چه بسا خودشان را به خطر می اندازند .( نبت، 1381: 75 ـ 68 )

در نهایت می توان گفت در گفتمان پسامدرن ، با مرکزیت زدایی از سوژه و منحل کردن هر نوع نظم و استعلای وداشتن مسئولیت نسبت به دیگری، ما با سیاست هویتی رویرو هستیم که با قبول روایتهای بدیل و قبول دیگری به عنوان بخشی از هستی خود به  نوعی بری از جزمی گری  و تمامیت خواهی  است . در این گفتمان سیاست هویتی به علت اینکه فاقد قدرت تمرکز از بالاست و قدرت در همه نقاط و در بین همه گروهها توزیع شده و مشبک می باشد پس سلطه گر و وحدت گرا  نیست . کثرت گرایی فرهنگی ، قبول مرجع های  متعدد هویت ساز ، قبول نسبیت و عدم قطعیت و پرهیز از تحمیل هویت واحد و رسمی از ویژگیها و شاخص های جدید می باشند .

نتیجه گیری:

در دوران پیشامدرن، مکان مندی زندگی  اجتماعی ، انسجام و همبستگی بالا و نفوذناپذیری فضاهای اجتماعی ، تداوم گذشته به طور مستمر در آینده سرنوشت محتوم و از پیش تعین شده به فرماسیون اجتماعی داده بود. و زمینه برای ایجاد یک معنای مرکزی ، نهایی با خصلت همه عصری و همه نسلی فراهم بود. نظام معرفتی برخاسته از  این گفتمان به نوعی ساختار بسته ای را تولید می کرد که دیگری بیرون از این نظام،مأوایی برای بودن نداشت. در دوران مدرن ،  شناسایی یا تولد «من اندیشه گر» رسالت خلق و تغییر هر چیزی را بر عهده گرفت و گرانیگاه و مرکز خلق معنای نهایی و حقیقی عصر خویش را بر عهده گرفت در این دوران هر چیزی مقهور « من اندیشه گر » شد. و دیگری خارج از درک و معنادهی «من اندیشه گر» هستی ندارد . در این گفتمان ، به علت اینکه «دیگری» تنها مبنای درک نیست بلکه «دیگری» کسی است که ما به واسطه آن درک می کنیم فراتریم یا فروتریم. یعنی دیگری در این نظام معرفتی عامل تبین و درک استیلا ست و به همین دلیل سیاست هویت در این گفتمان خشونت محور است.

ظهور عصرپسامدرن یک چرخش گفتمانی بود دراین نظام معرفتی، تکثر، هم‌نشینی حاشیه ومتن ، مخالفت با جزمیت وقدسیت ،  مخالفت تصلب و جوهر گرایی وتقلیل دیگری در حد منیت «من شناسا‌گر .... در کانون این گفتمان قرار داشتند.

دراین نظام معرفتی که تکیه بر ناهمگونی است و هویت به مثابه یک سازه و یک امر ربطی و تاریخی مورد پذیرش است ودر این نظام معرفتی، هویتها بیانگر باور هستند یعنی زمینه به فعلیت رساندن ظرفیتهای خود را دارند . از طرف دیگر ، با توجه به اینکه قدرت در شبکه‌های متعدد توزیع شده است و فاقد یک مرکزیت اعمال است سیاستهای هویتی این گفتمان دمکراتیک‌تر هستند هر چند نقدهایی بر این گفتمان وارد است ولی طرح آن خارج از این بحث می باشد. 

 

خالق جلیل نژاد

 

منابع:

1.      احمدی، بابک (1373) ، معمای مدرنیته ، تهران : مرکز

2.      اشرف ، احمد (1373) ، هویت ایرانی ، تهرانی : معونت امور بین المللی وزارت فرهنگ

3.      بروجردی ، فرزاد (1387) ، روشنفکران ایرانی و غرب ترجمه جمشید شیرازی تهران:

4.      بلوم ، وویلیام‌تی (1373) ، نظریه‌های نظام سیاسی ، ج 2، ترجمه احمدتدین تهران : شنر آران

5.      فلای برگ، نبت (1381) ، فوکوهابرماس و جامعه مدنی ، ترجمه محمد رضا مهدی‌زاده ٱـ ماهنامه آفتاب : سال دوم شماره 19

6.      قنادان، منصور (1379) جامعه شناسی (مفاهیم کلیدی)  تهران : آوای نور

7.      شایگان: داریوش (1380) افسون‌زدگی جدید ترجمه فاطمه ولیانی، تهران نشر پژوهش فروزان

8.      گیدنز،آنتونی(1387) تجدد و تشخیص ، ترجمه ناصر موفقیان ، تهران : نی

9.      گیبینزو بوریمر محال‌آر (1381) سایت پست مدرنیته، ترجمه منصور انصاری تهران : گام نو

10.  کاستلز ،ماوئل (1380) عصر اطلاعات قدرت هویت ، ترجمه حسین چاوشیان. تهران : طرح نو

11.  لاین ، دیوید(1381) پسا مدرنیته ، ترجمه ، محمد رضا تاجیک ، تهران

12.  رهبری ، مهدی (1388) ، معرفت و قدرت معمای هویت ، تهران : کویر

13.  مارش ، استوکر(1384) روش ونظریه علوم سیاسی ، تهران : پژوهشکده مطالعات راهبردی

14.  نش ،کیت (1387) ، جامعه شناسی سیاسی معاصر ، ، ترجمه محمد تقی‌دلپرور تهران : کویر

15.  نوذری ،حسینعلی (1379) پست مدرنیته مدرنیسم ، تهران : نقش جهان

16.  تاجیک، محمد رضا ( 1383 ) گفتمان، پادگفتمان و سیاست، تهران: مؤسسه تحقیقات و توسعه علومْ انسانی

17.  روایت هویت و غیریت در میان ایرانیان، تهران: گفتمان‌

18.  روشنفکران ایرانی و معمای هویت، درآمدی بر فرهنگ و هویت ایرانی، تهران مطالعات ملی

 









درباره وبلاگ:




آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox