تبلیغات
هه‌ره‌وه‌ز - غفلت و غارت / محمد سلیمانی (سقزی)
 
ئاواتی "هه‌ره‌وه‌ز"، ژینۆ و بووژانه‌وه‌ی زمان و شۆناسی گه‌لی کورده‌

غفلت و غارت / محمد سلیمانی (سقزی)

نوشته شده توسط :شورای سردبیری
سه شنبه 1390/05/11-15:12

غفلت و  غارت

گردآوری: محمد سلیمانی ( سقزی )

Mohammad.soleymani.68@gmail.com

تاریخ به عنوان مهمترین برگه برای بررسی مراحل پیشرفت مدنیّت و فرهنگ یک ملت همواره مورد توجه بشریت برای شناخت ملت­ها قرار گرفته و آثار باستانی گویاترین معرف تاریخ یک ملت می­باشد. متأسفانه آثار باستانی کشور و علی­الخصوص مناطق کوردنشین به دلیل بی توجهی مسئولین و عدم مسئولیت­پذیری آنان و نفوذ مزدوران وابسته به باندهای مافیایی قاچاق آثار باستانی و غفلت و ناآگاهی مردم منطقه مورد دست­اندازی این باندها قرار گرفته­اند. آثار با ستانی­مان پس از 60 سال غارت توسط فرانسویان در 25/7/1306 نفس راحتی کشیدند، اما با انتصاب پروفسور آندره گدار فرانسوی به سمت مدیریت اداره کل باستانشناسی ایران در سال 1309 بار دیگر لرزه به اندامشان افتاد. پروفسور گدار با افتتاح موزه ایران باستان به همراه خانمش و تصویب قانون ساختگی حراست از آثار باستانی در 12 آبان 1309 راه را برای چپاول آثار باستانی توسط باندهای قاچاق شریک خود هموار کرد؛ به گونه­ای که به مدت حدود نیم قرن فعالیت­های شوم خود را در تخت­جمشید، مرودشت، شهر ری، گنبدکاووس، ترکمن­صحرا، سیلک کاشان، حسنلو، زیویه، قپلانتو و غار کرفتو کوردستان، همدان، عمارلو، نقاط باستانی گیلان و مازندران، مارلیک، خوزستان و هفت تپه، لرستان، هرسین، کنگاور، کرمانشاه و ... به منظور غارت اجناس تاریخی و عتیقه از سر گرفتند. اینان سعی داشتند تا با در دست گرفتن پست­های عالی اداری با همکاری باندهای مافیایی یادگارهای تاریخ ملت را به یغما برده و در غیاب این اسناد تاریخ­مان را به هر صورتی که دوست دارند به دنیا عرضه و معرفی نمایند. یکی از آثاری که ناجوانمردانه مورد هجوم و غارت قرار گرفت« قلعه­ی باستانی زیویه » بود.

قلعه باستانی زیویه کاخ­دژی واقع در 35 کیلومتری جنوب­شرقی شهر سقز است که مرکز حکمرانی فرا ارتیس خشتریته (که اسنادی نیز او را به نام فرورتیش نام برده­اند ) بوده و طبق سومین گزارشات پروفسور گیرشمن«زیویه» اولین پایتخت مادها بوده که از سال 675 تا 625 ق.م مرکزیت حکومت مادها باقی مانده است. قلعه در بالای کوهی به ارتفاع 1835 متر به همین نام با دامنه­هایی با شیب تند، که در قسمت شرقی شیب کمتری دارد و بر روی غار وسیع و تماشایی واقع شده است. ساختمان با شکوه آن در سه طبقه بنا شده و یکی از عجایبات معماری عهد باستان بوده که کلیه اصول معماری و روش­های محاسباتی مهندسی در آن با بصیرت کامل بکار برده شده است. قلعه دارای دیوارهای محکم و استحکامات عریضی است که یک آدم به راحتی می­تواند در عرض آنها بخوابد. پی دیوارها با سنگ­های مخصوص تراشیده شده از خاک خارج شده و دیوارهای خشتی به طرز زیبا و اصولی بر روی این پی­ها بنا شده است. قالب خشت­های بکار برده شده در پیکره استحکامات دقیقاً همانند قالب خشت­های به کار برده شده در قبرستان شاهنشاهی موجود در قلعه می­باشد که تمامی خشت­های سازه با دقت بسیار زیادی ساخته شده­اند. به علاوه قلعه دارای اتاقهای متعدد و تو در توی تزیین شده با رنگ روغن و سفیدکاری شده و سالن­های بسیار بزرگ و زیبایی بوده و دو سالن آن دارای گچ­بری­ها و درب و پنجره­ و راهروهای متعدد و بزرگی بوده است که ایوان و بالکن زیبا و باشکوهی داشته که در آن دوازده عدد سرستون سنگی بزرگ و چند ستون سنگی و چوبی در آن بکار رفته بوده است. ساختمان قلعه دارای دو دروازه سنگی حجاری شده­ی بزرگی بوده که اطراف یکی از این دروازه­ها که نزدیک قله کوه بوده به طرزبسیار زیبایی کاشی­کاری شده و کاشی­های آن در اندازه­های متفاوت و اکثراً مثلثی شکل و در رنگ­های مختلفی بوده­اند. طبق شواهد و قرائن موجود ساکنین ساختمان کاخ­دژ از آب لوله­کشی استفاده می­کرده­اند و آب لازم را از چشمه­ای که بر بالای کوهی در جوار زیویه که آثار چشمه و منبع استخر آن پیداست به وسیله­ی لوله­های سفالین به ساختمان هدایت می­نموده­اند. کف تعدادی از اتاقها با آجرهای قرمز سنگ­فرش شده و بعضی از اتاقها به مناسبت­های نامعلومی کاشی­کاری بوده، همچنین اکثر اتاقها و سالن­ها دارای دکوراسیونی از مجسمه­های عاجی، طلایی و نقره­ای و فرش و کف­پوش­هایی بوده­اند و حتی به گفته گدار باقیمانده­ی میز و صندلی و مبل را نیز در خود داشته­اند که این نشانگر فرهنگ و مدنیت بالای ساکنین قلعه می­باشد. قلعه سکونتگاه « مانا »ها بوده که یکی از قبایل هفتگانه مادها می­باشند.

مانه ( سکونتگاه ماناها ) منطقه­ای کوهستانی واقع در جنوب دریاچه « اورمیه » است که اراضی سقز، حسنلو، سایین قلعه را شامل می­شده که این تمدن را در دل خود پرورش داده است. آشوری­ها که دشمنان سرسخت مادها بوده­اند در سالنامه­های خود به زندگی شهرنشینی و تمدن بالای آنها اشاره نموده­اند. گدار  در کتاب « گنجینه­ی طلای زیویه کردستان » به شهرنشینی کردها در سه هزار سال قبل و در قالب حکومت ماد اعتراف می­کند، به علاوه گیرشمن نیز در کتاب « هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی » به وجود کارگاه جواهرسازی زیویه در هفتصد سال قبل از میلاد اعتراف می­نماید. زیویه نمایانگر هنر مانایی است که ادامه دهنده هنر زاگروس ( متعلق به قرن 11 تا 7 ق.م ) می­باشد.

متأسفانه شاهکار عظیم تاریخی- فرهنگی زیویه به وسیله باند صهیونیستی ایوب ربنو به یغما برده شد. در سال 1325 طبق امتیاز حفاری تجارتی 1775-19/8/1325 که به امضاء وزیر فرهنگ وقت ( مشکوتی ) رسید این باند به مدت 12 سال به تاراج این اثر منحصر به فرد پرداخت که در طی فعالیت­های خود قسمت عمده­ی این بنای عظیم تاریخی را به منظور کشف اجناس و اقلام قدیمی و عتیقه به کلی ویران و با خاک یکسان کرده و خیانت وحشتناکی به تاریخ کوردستان نمود! علاوه بر این با گنجینه­های عاج و طلای بدست آمده از زیویه موزه­های ارمیتاژ مسکو، متروپولتین آمریکا، نیویورک، بریتیش میوزیوم لندن و لور فرانسه و کلکسیون­های شخصی خود را آراستند و داغ این گنجینه گرانبها را بر دل نسلهای گذشته و آینده این ملت گذاشتند. اوج فاجعه با احداث موزه­ای در بیست کیلومتری تل­آویو که تمامی اشیاء آن گنجینه­های با ارزش ایرانی و اهدایی از طرف ایوب ربنو به این موزه است نمایان می­شود و جای تعجب است که مسئولین و مردم آن وقت چگونه توانسته­اند این ننگ را بپذیرند؟!

طبق گزارش­ها در طی حفاری­ها، قبرستانی خانوادگی متعلق به امراء و شاهنشاهان ماد در قسمت غربی خانه­های مسکونی پیدا شد که 65 قبر را در خود جای داده بود. اطراف قبرستان با آجرهای قرمز کاملاً مربعی 45×45 سانتی­متر با ضخامت 15 سانتی متر دیوارکشی شده بود. بالای سر هر مرده کوزه­های گلی کوچک گذاشته شده و در داخل هر قبری طبق سنت باستانی اشیایی از طلا، نقره و یا مفرق قرار گرفته بودند. طبق اظهارات سرپرست حفاریها آقای اسدالله جواهری که فردی خودفروش و مزدور صهیونیستها بود در قبرستان، قبری با سنگ قبر بزرگی وجود داشت که در اطراف دارای دو ردیف دیوار یکی ساخته شده از عقیق­های ریز و درشت و دیگری از لاجوردی­های دانه­ای و ریز بوده. در عمق نیم متری سنگ قبر دیگری بر روی سنگ­های تراش خورده قرار گرفته بود و داخل قسمت سنگی یک صندوق مفرغی بزرگ که براحتی چندین خروار گندم را در خود جای می­داد، موجود بود. اطراف صندوق با نوار طلایی باریکی به شکل ضربدری که بر چهار طرف آن کشیده شده و تکه­های استخوانی و عاجی بزرگ را با میخ­های طلایی به زیر صندوق کوبیده شده، مزین بود. صندوق حاوی اجناس طلایی و گنجینه­های عاج و ساز و برگ جنگی سربازان و زینت­آلات زنانه بوده که همه­ی آنها به وسیله­ی این باند مخوف غارت شده. طبق اعترافات این سرپرست مزدور اجناس حداقل 120 کیلو وزن داشته­اند که بدون کم و کاست در تهران تحویل ایوب ربنو داده شده­اند. صندوق نیز به وسیله حفاران و دزدان تکه تکه شده و بعداً تکه­های آن نیز دزیده شده است! از همه مهمتر کتیبه چرمی که معرف قبر بود به وسیله این افراد جاهل از بین رفته و نابود گردیده که حتی جرأت نداشتند این موضوع را با سرکرده باند خود ( ربنو ) در میان بذارند. در داخل صندوق جسدی مومیایی پیدا شد که متأسفانه از سرنوشت آن هیچ اطلاعی در دست نیست!!

طبق اظهارات پروفسور گدار و گیرشمن، پروفسور پوپ، پروفسور وان دنبرک و پروفسور دیاکونوف و دهها ایران­شناس و مستشرق دیگر این مومیایی و قبر متعلق به فرورتیش بوده، که در آثار متعدد خود به این امر اذعان نموده­اند. فرورتیش رئیس طایفه و رئیس شهر کارشی است که به گفته کتاب مشهور «تاریخ مردوخ » حکمدار چهارم ماده بوده و توانسته هفت قبیله ماد را بر علیه آشوریها متحد نموده و به آنها حمله نماید. تاریخ از او به عنوان یکی از متهورترین و باشهامت­ترین و بی­باکترین قهرمانان ماد یاد می­کند که نماد خشم و خصم علیه آشوریها بوده است. او توانست شهر نینوا پایتخت آشوریها را به محاصره درآورد، اما در آستانه سقوط نینوا شهر سقز مورد حمله­ی سکاها قرار گرفته که او را ناچار به شکستن محاصره نمود. او از در صلح با سکاها درآمد و تعدادی از سواران آنها را اجیر نموده و بار دیگر به آشور حمله­ور شد اما این بار بخت با او یار نبود و به استناد گفتار هرودت در سال 653 ق.م در حمله به یکی از شهرهای آشور کشته شد. کتابهای دروازه آسیا نوشته هرتسفلد آمریکایی، قبری در گورستان کوردستان اثر ادموندس انگلیسی، تاریخ مردوخ، تاریخ کرد و پیوستگی نژادی او و کتاب ایران از آغاز تا اسلام نوشته گیرشمن مؤید این موضوع­اند. کشته شدن این فرمانده واقعه­ای تلخ و تأسف­بار برای مردم ماد محسوب می­شد؛ آنها با احترام و اعزاز جنازه فرورتیش را بر روی گردونه­ای قرار داده و از قبیله­ای به قبیله­ای دیگر برده و مردم هفت قبیله ماد هدایای خود را تقدیم جنازه نموده و جسد مومیایی شده او را با کمال احترام در کاخ زیویه به خاک سپردند.

متأسفانه علاوه بر قلعه زیویه آثار گرانبهای دیگری مربوط به همین عصر و تمدن در منطقه مانه وجود داشته­اند که توسط این باند مافیایی مورد دستبرد قرار گرفته­اند. تپه باستانی حسنلو ی نقده نمونه بارزی از این خیانت بی­شرمانه به تاریخ و فرهنگ مردم کورد است.

آری، مردمان ماد در سه هزار سال قبل این چنین باشکوه از قهرمان و فرمانده دلیر خود تجلیل نمودند اما نسل امروز ما اجازه داد تا تاریخ و آثار گرانبهای ما به آسانی توسط خارجیان به یغما برده شود و بعدها با زحمت­ها و تلاش­های فراوان افراد دلسوز، مختصری از این گنجینه به قیمت گزافی به آغوش موزه ایران باستان بازگشت؛ نمونه­ای از آن خرید قسمت ناچیزی از گنجینه­ی طلای زیویه در سال 1345 به قیمت 17 میلیون تومان از باند صهیونیستی و به علاوه خرید قسمت اندکی از گنجینه­ی عاج زیویه به ارزش 7 میلیون دلار می­باشد.

باشد که با آگاهی و بصیرت خود تاریخ و فرهنگمان را از هجمه مخاصمین و باندهای قاچاق مصون بداریم و میراث گذشتگانمان را به نسل­های آینده تقدیم نماییم.

برگزیده­ای از کتاب « دوران بی­خبری » نوشته­ی رشید کیخسروی









درباره وبلاگ:




آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox