تبلیغات
هه‌ره‌وه‌ز - سینمای ایران طرحی از سینمای جها نی / علی رندی
 
ئاواتی "هه‌ره‌وه‌ز"، ژینۆ و بووژانه‌وه‌ی زمان و شۆناسی گه‌لی کورده‌

سینمای ایران طرحی از سینمای جها نی / علی رندی

نوشته شده توسط :شورای سردبیری
دوشنبه 1390/03/2-22:07

سینمای ایران طرحی از سینمای جها نی

نویسنده : علی رندی

تاکنون درباره ی  رسانه ها و بخصوص سینما و همچنین نقش و اهمیتی که در شکل گیری روابط فرهنگی و اجتماعی مدرن، عقاید و اندیشه­های افراد و به طور کلی زندگی مردم جهان دارند بسیار بحث شده است.همچنین درباره اینکه افرادی با ایدئولوژی­های خاص با سوء استفاده از این رسانه­ها و در دست گرفتن ابزارهای قدرتمند رسانه ای درصدد القای افکار و ایدئولوژی­های خود به مردم جهان هستند نیز سخن­ها رفته است.افرادی که ما آنها را با عنوان صهیونیست  می شناسیم با در دست گرفتن بزرگترین مرکز تولید و پخش فیلم دنیا که هالیوود نام دارد از دیرباز در راستای نیل به اهداف خود گام برمی دارند.آنان که اقلیت کوچکی از جامعه جهانی را تشکیل می دهند از آغاز قرن بیستم و پیش از آن اهمیت رسانه و تبلیغات و بخصوص سینما را درک کرده و با بهره گیری دقیق و علمی توانسته اند کم وبیش بر اکثریت جریانات سینمای ملل غالب شوند و در پی آن بیشترین میزان تاثیر گذاری را بر روند فکری اجتماعات انسانی داشته باشند.

شرکت های عظیم تولید فیلم که اکثرا در هالیوود فعالیت دارند بیشتر فیلم هایی را به روی پرده نقره ای می برند که همسو و همجهت با برنامه ها و اهداف گردانندگان اصلی و عمدتا پشت پرده ی خود که همان اقلیت اندک هستند باشند. در چنین شرایطی تفکر جمعی جای خود را به تفکری واحد و از جانب گروهی کانالیزه شده با تفکر واحد داده است که عرصه را بر فیلم سازان و کارگردانان مستقلی که درصدد بیان آزادانه واقعیات و به تصویر کشیدن نگاهی از نگاه خود هستند تنگ کرده است و از آنجائی که اکثر شرکت­های فیلم سازی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم توسط جریانات صهیونیسم بین الملل اداره می شود اگر فیلمی ایده ای نو و ابتکاری و متفاوت با آراء و اندیشه های گروه غالب را بیان دارد به شدت مورد حمله قرار خواهد گرفت.

تراژدی که در بالا به آن اشاره شد واقعیت حال حاضر سینمای جهان می باشد . حال اگر نظری به سینمای ایران که خود را جدای از آرمان­ها و اهداف سینمای هالیوود میداند بیفکنیم با اندکی تامل درمی یابیم که سینمای ایران بی­شباهت به سینمای هالیوود نیست. شباهتی که نه از لحاظ محتوا بلکه ازلحاظ ساختاری در اکثر ارکان آن هویداست.اگر سینمای جهان در دست اقلیت کوچکی دارای سلطه و نفوذ زیاد قرار دارد سینمای ایران نیز توسط عده ای پایتخت نشین با قدرت و پول زیاد اداره می شود. اگر سینمای جهان عمدتا در هالیوود خلاصه می شود سینمای ایران نیز به جرات می توان گفت که در تهران خلاصه می شود. اگر در سینمای جهان اهداف جمعی فدای اهداف گروهی خاص شده در سینمای ایران نیز عده ای پایتخت نشین منفعت شخصی خود و لابی­هایشان را به منفعت عمومی ترجیح داده و بیشتر در راستای اهداف خود گام بر میدارند که مهمترین آن ها کسب سود بیشتر از طریق گیشه ها و ساخت و پرداخت فیلم های مرکزگرای تهرانی است. مافیای سینمای ایران همچون مافیای سینمای جهان هرگونه تنوع و متفاوت بودن و خارج شدن از حدودی که خود برای سینما تعیین کرده اند محکوم به انزوا، عدم حمایت،دیده نشدن و ... می کنند. این گروه که سینما را ملک شخصی و ثبتی خود میدانند بسیاری اوقات با به سخره گرفتن شعور مردم به این نکته تاکید می ورزند که مردمان تهران برترین مردمان ایران هستند و از هر ایرانی دیگری با فرهنگ تر، باسوادتر، با وقارتر و ... هستند. سازندگان این فیلم و کسانی که حمایتشان می کنند توانسته اند تصویری از ایران در قالب تهران به مردم ارائه دهند. ‹‹ایران جایی است بنام تهران که محل تامین درآمدش جنوب ، محل تفریح و استراحتش شمال و همچنین شامل بخشی بنام شهرستان می شود!!››

متاسفانه ما این رویه غلط را در سریال ها و مجموعه های تلویزیونی نیز مشاهده می کنیم ، سریال هایی که معمولا زندگی اعیان نشینان پایتخت را به تصویر می کشند و کمتر شامل واقعیات اجتماعی در دیگر نقاط کشور می باشند. همچنین یکی از روند های معمول در اینگونه سریال ها اینست که بیشتر در طنز ها و مسخرگی های داستان فیلمنامه زندگی فقیرانه و معمولی مردم را نمایش می دهند.نمایش اینگونه فیلم ها و سریال ها یی که اکثرا مرکز گرا هستند باعث القای نگرش خاصی در بیننده می شود. نگرش هایی مانند: آرمانشهر ایران تهران است، زبان ایران فقط فارسی است و آنهم لهجه تهرانی و ...

همچنین آنان به قدری در کار خود که اندیشیدن درباره گیشه و فیلم نامه هایی با موضوعات تکراری که بارها به آنها پرداخته شده و عموما مربوط به مسائل و مشکلات پایتخت نشینان است غرق شده اند که بیشتر اوقات حتی حاضر به جستجو برای یافتن بازیگران مبتکر و نوآورنیستند و از همان شخصیت های تکراری اما پولساز که به اصطلاح خودشان گیشه را تضمین می کنند، بهره می جویند  به طوری که سینما و بازیگری در بیشتر مناطق کشور به آرزویی دست نیافتنی برای جوانان مبدل گشته است. بیان جزئیات هر یک از موارد اشاره شده نوشتاری جداگانه را می طلبد اما به اختصار می توان نمونه ای از آن را بیان کرد:

فیلمی را تصور کنید که در آن شخصی از یکی از شهر های کشور به تهران می رود، وقتی از او پرسیده می شود اهل کجایی؟ جواب او همیشه یک کلمه است،شهرستان! چنین شخصی بیشتر اوقات نقش فرد شکست خورده ، پشیمان، و صد البته ساده لوح داستان را بازی می کند و در آخر داستان با کوله باری از غم ها و شکست ها و تجربه ای که درشهر بزرگی همچون تهران آموخته به شهرستانی که بعد از فیلم هم نامش مشخص نمی شود بازمی گردد.

این شیوه ی غلط سینمای ایران که در زمان رژیم پهلوی در بدترین حالت خود قرار داشت با پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان ادامه یافت و با وجود تلاش های برخی از کارگردانان و فیلم سازان متعهد و مستقل هنوز شاهد تغییر آن چنانی در اوضاع نبوده ایم.

سینمای چندین سال اخیر مؤید این اوصاف است که ازنمونه های بارز آن می توان به آخرین جشنواره فیلم فجر اشاره کرد. جشنواره ای که اکثریت فیلم های به نمایش درآمده درآن به مشکلات و معضلات تهران وتهرانی ها اختصاص داشت ویا به نوعی داستان حول شهر تهران می چرخید.

با همه ی این اوصاف مسؤلان سینمای ایران بارها اعلام کرده اند که برای مقابله با سینمای تک بعدی هالیوود به پا خواسته اند غافل از اینکه خود نیز گرفتار پدیده ی تک بعدی گرایی آمده اند. واکاوی بیشتر، موضوع بحران های موجود در سینمای ایران را عیان می کند در حالیکه ریشه یابی این قبیل بحران ها نیازمند صرف مطالعه ای دقیق و جدی در باب جریانات پشت پرده ی سینمای ایران می باشد، تحلیل داده های موجود بیانگر این مدعاست که جریاناتی با در دست داشتن سرمایه های کلان و با پیروی از برنامه ای دقیق و منسجم سعی در ایجاد ساخت های جدید فرهنگی دارد و نظام ساختاری واستعمار فرهنگی را بر پایه ی مستعمره کردن بافت­های آسیب پذیر اجتماعی مانند کودکان و نوجوانان بنیان نهاده اند.

همانگونه که اشاره شد ابزار های ارتباط جمعی مانند اینترنت،صدا و سیما و ... یکی از بهترین شیوه های صاحبان قدرت و ثروت برای جهت دهی افکار به سوی یک مکتب فکری خاص هستند. به تجربه ثابت شده است که جامعه ای که تمام اقشار آن بطور یکسان نتوانند از طرق مختلف نظر خود را بیان دارند و وسایل ارتباط جمعی را عده ای محدود قبضه کرده باشند و حمایت نکردن از شخصیت های مستقل و دگر اندیش را سرلوحه کار خود قرار دهند محکوم به عدم پیشرفت و رکود هرچه بیشتر خواهند شد.

در چنین فضایی که سینمای ایران به سوی مسیری انحرافی در حرکت است، باید طیف روشنفکر جامعه بویژه فعالان عرصه سینما  برای آسیب های بوجود آمده راه حلی منطقی بیابند.امید است که سینمای ایران بتواند به سطحی از تکامل و تعامل برسد که رسالت حرفه ای خود را در چارچوب کاری  عقلانی به انجام برساند.









درباره وبلاگ:




آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox